خرید بک لینک

درباره سایت

گزیده نظرات ارزشمند اندیشمند معاصر جناب علامه دکتر موسی الرضا طایفی اردبیلی در باب عقلانیت

امکانات وب

از جناب علامه دکتر موسی الرضا طایفی :

صیانت زندگی اجتماعی ایجاب کننده ی برقراری ارتباطات و برآوری تعاملات است که در سطوح و لایه های گوناگون زندگی اجتماعی به عنوان رگ های حیاتی عمل حفظ ارگانیک و رفتار مکانیک جامعه را تامین می کند .

به طور اساسی ارتباطات و تعاملات در تعاریف متعدد خود جامعه را حیات می بخشد و حرکت های لازم آن را برمی آورد، بدین نحو که هر ارتباط یا تعاملی زایش و خیزش افعال و اعمال اجتماعی را مقدور می سازد و انواع فعل ها و عمل های اجتماعی در گونه های متفاوت عرضه ی خود را که توان رفع خواست انسان و جامعه موثر باشد ؛ با تعریف درست و منطقی از تظاهر ارتباطی و تعاملاتی به دست آورد.

به عبارتی بدون برقراری ارتباط و تعامل در هیچ عرصه ای از زندگی انسان، فعل و عمل اجتماعی و حتا فردی و گروهی توان تعریف، بروز و ظهور پیدا نمی کند و وجود آن تعریف معنایی نمی یابد؛ چرا که در اساس فعل و عمل اجتماعی یا هر فعل و عمل فرد در جامعه مرتبط با جزء ، عنصر ، فرد و یا اجزا، عناصر و افراد دیگری است .

ایجاد ارتباطات و تعاملات مترتب بر عناصر موثری است که به آن ها اشاره می شود.

عنصر اول ؛ فهم خاص ایجاد ارتباط و تعامل است. فهم ایجاد ارتباط و تعامل؛ چرایی، چگونگی، گستره و نوع ارتباط و تعامل در راستای پدید آوری فعل یا عملی را مشخص می سازد.

عنصر فهم که به فعلیت ها و عاملیت های گوناگون فرصت بروز می دهد و احتمال شکل پذیری رفتارها، روابط و تعاملات را فراهم می آورد؛ عنصری است که از دریافت آموزه ها و تعاریف تعاملاتی ساطع شده از ساحت فرهنگ تقریب معنا در منابع مختلف معناخوانی می یابد.

هر انسان از لحظه ی زایش و خیزش خویش به انباشت داده های فهم آور مبادرت می ورزد و حدود فهم آن را علاوه بر قابلیت های فردی اش که بخش اعظمی از آن هم تحت تاثیر فرهنگ و اجتماع است؛ موجودیت و هویت فرهنگی، اجتماعی تعیین می سازد.

علاوه بر عنصر فهم؛ یکی دیگر از عنصرهای اصلی مهم برآوری فعلیت ها و عاملیت ها تحت تعریف روابط و تعاملات عنصر؛ انگیزه سازی در اقدام است که از تعاریف تعاملاتی و فرآیند اجتماعی شدن افراد به دست می آید.

که به هر اندازه میزان فهم ها به هم نزدیک باشد و انگیزه ها در حدود همسان برانگیخته شود؛ روابط و تعامل در جامعه تقویت می یابد و زندگی اجتماعی از توانایی مانایی، ثمردهی و کاربرد بیشتر برخوردار می شود. نزدیکی فهم و همسانی انگیزه ها را می توان زاینده ی وفاق و مشارکت دانست.

وفاق و مشارکت در جامعه بر پایه ترسیمات و مفروضاتی از هم اندیشی دربرآوری نیازها و خواست هاست که اهداف اولویتی را تعیین و تصویر می سازند و جامعه رسیدن به این اهداف را شروط تکمیل و تدقیق خود می داند. هر چند در جوامع ابتدایی این تعیین و تصویرها یکسان بوده است و جامعه به دلیل سادگی زندگی از سادگی روابط برخوردار بوده است ولی به دست آوری اهداف و پیدایی نیازها و خواست های نوین تر؛ هم گستره ی اهداف را وسیع تر و دورتر ساخته و هم یکسانی تعیین و تصویر را دست کم در جزییات از بین برده است.

جوامع به ویژه از نوع امروزینه ی آن با حجم بسیار متنوعی از نیازها و خواست ها و اهداف مواجه است که این وضعیت یکسانی فهم و انگیزه را کاسته و تضادها را پیش می آورد. در این وضعیت نیل به تقریب فهم و انگیزه و ایجاد همسانی در فهم و انگیزه ؛ عاملیت های نسبی هر جامعه را معین می سازد و جامعه در این راستا ناگزیر به ترجیح بندی و اولویت بخشی به خواست ها، اهداف و منافع است تا بتواند از منابع و قابلیتات مادی و نا مادی کمتر فزونی یافته ؛ نهایت بهره را ببرد.

رهیافت به اشتراک و وفاق در هر جامعه به دلیل توصیف ارایه شده و منطق غالب بر آنهم می نمایاند و در این راستا وظیفه ی مدیریت هایی که در تعاریف تعاملاتی و اجتماعی شدن و مهارت یابی اجتماعی نقش پویا سازانه و روز آمد سازانه دارند؛ مهم تر و اساسی تر است.

مدیریت غالب بر فرهنگ و مدیریت های امور فرهنگی و ارگان های تعریف و بسط دهنده ی ارتباطات و تعاملات که فرآیند تولید و باز تولید غیر شخصی پیام و فهم های پویا سازنده ی نگرش ها و عاملیت ها را با ایجاد دگرگونی در فهم ها و انگیزه ها در راستای حفظ و صیانت زندگی اجتماعی و زمینه سازی زندگی اجتماعی مناسب تر بر پایه خصوصیت ها غالب بر طیف زمانی و ظرف مکانی استقرار بر عهده دارند در این عرصه تلاش موثر و مشهورتری دارند. تقریب، انطباق و یا همسان سازی فهمی و تقویت انگیزه ها با پویا سازی در اجزا و عناصر فرهنگ و تسری مناسب فهم های نوین در اجتماع ممکن می شود و تقویت اشتراک و وفاق ها از این رهیافت توانایی پذیر است و درست از همین نقطه است که مدیریت بیشتر فعلیت ها و عاملیت های پویا سازانه فرهنگ به عنوان نیاز دایمی جوامع مهم و ضروری می نمایاند.

از آنجایی که فرهنگ با ارایه و تعاریف تعاملاتی ساحت خود در پذیرش فهم ها و دریافت انگیزه ها مهم است و به عبارتی نقش آفریننده دارد؛ بدون پویا سازی فرهنگ در اجزا و عناصر، نمی توان فهم و انگیزه نوین در جامعه ایجاد کرد. از طرفی فرهنگ با شناسه سازی برای کلیت جامعه خود به خود اشتراک آفرینی و وفاق سازی جدی در جامعه را به عمل می آورد و از این رو بهره مندی از اجزا و عناصر آن در اشتراک آفرینی های فهمی و عاملیتی مهم می نمایاند.*

*برای مطالعه بیشتر رجوع شود به مجموعه کتاب های علوم ارتباطات تألیف جناب علامه دکتر موسی الرضا طایفی اردبیلی

برچسب: نویسنده: بهار نجفی تاريخ: پنجشنبه 22 مرداد 1405 ساعت: 18:45

صفحه بندی